خانه / سرگرمی / داستان کوتاه / معرفی کتاب : سوپ جوجه برای روح
گرفتن مدرک

معرفی کتاب : سوپ جوجه برای روح

معرفی کتاب : سوپ جوجه برای روح

دو مطلب در مورد معرفی کتاب گذاشته بودم که فکر نمیکردم طرفدار داشته باشه ولی به نظرم بدک نبود! برای همین بر آن شدم تا هر از گاهی هم کتابی معرفی کنم چون خودم به مطالعه خیلی علاقه دارم

کتابی که میخواهم معرفی کنم کتاب سوپ جوجه برای روح است مجموعه ای از داستان های کوتاه که برگرفته از داستان های واقعی مردم معمولی جمع آوری شده توسط جک کانفیلد( یکی از بزرگترین اساتید تکنولوژی فکر ) و مارک ویکتور هنسن

معرفی کتاب سوپ جوجه برای روح

برای تلطیف و تقویت روح

کتاب سوپ جوجه برای روح شامل داستانهای کوتاه جذاب و تأثیرگذاری است که در زمینه روانشناسی (درباره عشق، درباره وظایف پدر و مادری، درباره تعلیم و تربیت، درباره مرگ و رحلت، درباره شیوه نگرش و برخورد، درباره غلبه بر مشکلات و موانع، درباره خرد) نوشته شده است.

خیلی شفافه اسم کتاب و خیلی هوشمندانه انتخاب شده به نظرم چون علاوه بر اینکه غذای روح است به نظرم باید هر قاشقی که بر میداری اول فوت کنی بعد که گذاشتی دهنت مزه مزه کنی مکث کنی قورت بدی صبر کنی فرو دهیش و بعد قاشق بعدی

به نظرم شیوه خوندن این کتاب هم باید اینجوری باشه پشت هم بخونی داستان ها قاطی پاتی میشن بین هر داستان فاصله بدی بهش فک کنی بزاری به روح و جانت بشینه که فراموش نشه و بعد بری سراغ داستان دیگه برای همین به نظرم برای کسانی که بهانه میارن وقت مطالعه ندارن گزینه خوبیه (بزارید تو کیفتون توی راه، یه جایی که منتظر میشید، بعد ناهار بالاخره یه فاصله ده بیست دقیقه که جور میشه باز کنید و بخونید پی دی افش هم هست میتونید اصلا بریزید رو گوشیتون. من نمیدونم اکثرا برای بازی کلش و کندی و … وقت دارن بعد به کتاب که میرسه میگن واییییی ما از صبح تا شب میریم سر کار شب خسته کوفته میرسیم کی وقت داره!!!!)

یک بانو باید مطالعه داشته باشه فراموش نکنید به خصوص امروزه بیشتر از همیشه!

به نظرم به عنوان هدیه دادن هم کتاب خوبیست من که خوشحال میشم ورژن کاغذیش رو بهم هدیه بدن چون دوست دارم هر از گاهی در خلوت شبانه خودم از توی کتابخانه برش دارم ورق بزنم و یک داستانشو انتخاب کنم و بخونم و به این باور برسم که خوبی هست! و از پنجره اتاقم به مهتاب نگاه کنم و بگم هنوزم میشه امیدوار بود!

در زیر نمونه ای از داستان کتاب رو میبینید هر داستان در ابتدا یک جمله متناسب با داستان از شخصی برجسته دارد که به نظرم کار جالبیست نقش همان فوت قاشق سوپ رو بازی میکنه

نمونه ای از متن کتاب:

دست های سرد

“ما نمی توانیم فقط برای خودمان زندگی کنیم. هزاران رشته ما را به همنوعانمان وصل می کند!”
هرمان ملویل

“جیب های پالتوی دختر شش ساله ام را تمیز می کردم که از هرکدام از آنها یک جفت دستکش پیدا کردم. با علم به این که یک جفت دستکش برای گرم کردن دستانش کافی است از او علت همراه داشتن دو جفت دستکش در جیب های پالتویش را جویا شدم. او پاسخ داد: ” من خیلی وقته که این کار را می کنم، مادر. می دونی، بعضی از بچه ها بدون دستکش به مدرسه می آن و اگه من یه جفت دیگه همراه داشته باشم، می تونم اونو به یکی از دوستام بدم تا دستاش گرم بشه.”
جویس اندرسن

نویسنده مطلب سلام بانو!

Print Friendly
Facebook| Google plus| twitter| cloob| Facenama|

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *